فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد بسیج مهندسین
|
بازخوانی فرمایشات مقام معظم رهبری در باب بسیج و نقش مهندسی در کشور آنهائى كه امروز ملت ايران را تحسين میكنند، به خاطر علمش او را تحسين میكنند؛ آنهائى كه دشمنى میورزند به خاطر علم اوست كه دشمنى میورزند... |
همواره ظریف بینی در امور و امید به آینده در سخنان رهبر انقلاب، موج میزند و جامعه علمی ایران اسلامی به خصوص مهندسان پر افتخار ایران اسلامی با اعلام رضایت ایشان از عملکرد بسیجیان در راستای آبادانی میهن به خود بالیده و به یقین بر عزم خود جهت پیشبرد اهداف متعالی انقلاب که همانا سازندگی و پیشرفت در سایه عدالت است میافزایند.
اندکی در این جملات تامل کنید که به حق این بیانات رهبر انقلاب در دیدار اعضای مجلس خبرگان کلید موفقیت و شکوفایی است: «جنگ، جنگ ارادههاست؛ جنگ عزمهاى راسخ است؛ هر كه عزمش بيشتر بود، او برنده است.” گوشههایی از سالها رهنمود و بیانات ایشان را با هم مرور میکنیم:
“یک نکته این است که دانشکدههای فنی ما در طول سالهای پیش از انقلاب و همچنین بعد از انقلاب، همیشه محل حضور برترین استعدادهای این کشور بود. از آن زمانی که بنده یادم میآید خوش فکرترین، متحرک ترین و فعال ترین عناصر دانشجویی در دانشکدههای فنی و مهندسی و مراکز علمی مربوط به مهندسی با شعب مختلفش، اجتماع داشته اند».
بسيج در واقع یک ارتش بیرنگِ بیادعاى همهگير در سطح كشور است؛ و اين ارتش براى مبارزه ىدر همه ىعرصههاست؛
نه فقط در عرصه ىنظامى. عرصهىنظامى یک گوشه ىمحدودِ گاهگاهى است. هميشه كه جنگ پيش نمیآيد.
عرصه ىحضور بسيج خيلى وسيعتر از عرصهىنظامى است... نه مختص یک قشر است، نه مختص یک بخشى از بخشهاى جغرافيائى كشور است، نه مختص يك زمانى دونِ زمان ديگرى است؛ نه مختص یک عرصهئى دون عرصه ىديگرى است. در همهىجاها، در همهىمكانها، در همه ىزمانها، در همه ىعرصهها و در همه ىقشرها، اين وجود دارد. اين معناى بسيج است. ... كشور به چى احتياج دارد؟ چند سالى است ما بحث علم را پيش كشيديم؛ شما نگاه كنيد امروز بسيارى از حسادتها و رقابتها و حسرتها وا حساس عقب ماندگیهاىدشمنان بين المللى ما به خاطر پيشرفت علمى شماست. آنهائى كه امروز ملت ايران را تحسين میكنند، به خاطر علمش او را تحسين میكنند؛ آنهائى كه دشمنى میورزند به خاطر علم اوست كه دشمنى میورزند. پيش رفت علمى شما یک چنين اثرى دارد اين تازه در قدم اول است. ما هنوز كارى نكرديم. بله در نانوتكنولوژى، بيوتكنولوژى، بحثهاى هستهاى، بحثهاى هوا - فضا و رشتههاى گوناگون علمى پيشرفتهائى شده كه مهم و بزرگ است؛ اما اينها در مقياس و معيار حركت علمى یک كشور چيزى نيست...سرعت پيش رفت علمى ما در طول اين ده سال پانزده سال اخير يازده برابرِ سرعتى است كه دنيا داشته .
امروز مهندس ايرانى، تحصيلكردهى ايرانى، دكتر ايرانى، ارتشى ايرانى، سپاهى ايرانى، به خود میبيند كه بسازد، توليد كند، ايجاد كند، به كار بگيرد و برتر از دستهاى ديگر، دستى را در عرصه ظاهر كند. آن روز حتى فكرش را ه نمیکردند كه حالا مثالهايش الى ماش اءاللَّه. اين، كارآمدى اين نظام است؛ اين نظام اين كار را كرد كشاورزىِ نابود شده ى كشور را اين نظام احياء كرد، صنعت ساده ى ابتدائى كشور را اين نظام به صنعت پيچيده ى حساس انرژى هستهاى رساند. اين نظام الان در زمينههاى صنايع نو ؛ «نانوتكنولوژى » و صنايعى از اين دست، كه اينها از صنايع نوى دنياست - تقريباً دوش به دوش صفوف اول دارد حركت میكند و دارد كار میکند. اينها كارآمدى نظام است. »
در جای دیگری ایشان میفرمایند:
« در اين كشور، مهندس ما جرئت نمیکرد اسم ساختن نيروگاه برق را بياورد؛ جرئت نميکرد اسم ساختن سد را بر زبان جارى كند؛ جرئت نميکرد اسم ساختن فرودگاه را بر زبان جارى كند. همه ى اين كارها را بايد خارجيها ميکردند. مهندس ايرانى حداكثر اين بود كه در آن پروژهاى كه یک مهندس خارجى يا یک شركت خارجى قبول كرده بود، یک گوشهاى عضو بشود؛ اگر آنها قبول ميکردند؛ بعضى جاها هم قبول نميکردند ».
ایشان بارها تلاش دشمنان جهت ایجاد ناامیدی در آحاد جامعه را یادآوری کرده چند نمونه از القای يأس دشمنان را بر میشمارند.
« ميگويند: شما نيروگاه هستهاى كه نميتوانيد بسازيد؛ اين اورانيومهاى غنیشده ى سه چهار درصد را براى چه ميخواهيد؟ باز بحث «نميتوانيد » است. چرا نميتوانيم؟ ملتى كه بدون كمك و بدون استاد توانست یک چنين مراكز عظيم غنیسازى را به وجود بياورد، چرا نتواند نيروگاه بسازد؟ بايد بتوانيم. چرا نتوانيم؟ یک روزى ميگفتند: شما نميتوانيد نيروگاه بخارى هم بسازيد. من يادم هست دوره ى رياست جمهورى خود من بود؛ نيروگاهى بود كه در زمان رژيم گذشته شروع شده بود، نصفهكاره مانده بود. میآمدند ميرفتند تا دلالهاى بين المللى از یک كشورى بيايند آن را درست كنند. بعضیها هم ميگفتند ما در داخل ميتوانيم درست كنيم. ما چند نفر از مسئولين مرتبط با اين مسائل را در دفتر رياست جمهورى خواستيم - چند تا از رؤساى کشور را - نخست وزير و ديگران را هم دعوت كرديم تا بحث كنيم. اينها آمدند گفتند: آقا امكان ندارد كه ما بتوانيم آن نيروگاه را - كه نزد یک تهران هم هست -به آخر برسانيم و افتتاح كنيم. اين، قضاوت آنها بود. گفتند: اصلاً امكان ندارد؛ حتماً بايستى خارجى بيايد. ما خارجى را نياورديم؛ متخصص داخلى رفت آن را كامل كرد، درست هم كرد، الان هم سالهاست كه دارد برق ميدهد و از توليد او دارد كشور استفاده میکند .
